فرهاد رشیدی؛ سهیل سبحان اردکانی
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به افزایش نگرانیهای محیطزیستی و بروز بیماریهای شغلی در واحدهای صنعتی و بهویژه صنایع پتروشیمی، استقرار نظامهای مدیریت محیطزیستی (EMS) در این صنایع از اهمیتی به سزایی برخوردار است. لذا این پژوهش، با هدف بررسی تأثیر نظامهای مدیریت محیطزیستی بر کاهش آلودگیهای صنعتی و بهبود سلامت کارکنان مجتمع پتروشیمی ...
بیشتر
زمینه و هدف: با توجه به افزایش نگرانیهای محیطزیستی و بروز بیماریهای شغلی در واحدهای صنعتی و بهویژه صنایع پتروشیمی، استقرار نظامهای مدیریت محیطزیستی (EMS) در این صنایع از اهمیتی به سزایی برخوردار است. لذا این پژوهش، با هدف بررسی تأثیر نظامهای مدیریت محیطزیستی بر کاهش آلودگیهای صنعتی و بهبود سلامت کارکنان مجتمع پتروشیمی اتیلن غرب کشور در سال 1404 انجام یافت. مواد و روشها: در این پژوهش توصیفی، با استفاده از دادههای کمی جمعآوریشده از پرسشنامه، دادههای کیفی حاصل از مصاحبههای نیمهساختارمند با کارکنان و کارشناسان مجتمع پتروشیمی اتیلن غرب، مشاهده مستقیم و گزارشهای عملکرد محیطزیستی نسبت به بررسی تأثیر نظامهای مدیریت محیطزیستی بر کاهش آلودگیهای صنعتی و بهبود سلامت کارکنان اقدام شد. همچنین، برای پردازش دادهها از تلفیق روشهای آماری کمی و تحلیل محتوای کیفی استفاده شد.یافتهها: نتایج نشان داد که اجرای EMS رابطه معناداری با کاهش آلودگیها، بهبود سلامت شاغلین، افزایش رضایت شغلی و کاهش هزینههای بهداشتی داشته است. بهطوریکه EMS 38 تا 46 درصد از تغییرات در کاهش آلودگیها و بهبود سلامت کارکنان را تبیین کرده و در کاهش آلودگیها و بهبود محیط کاری مؤثر بوده است. با اینحال، مقاومت فرهنگی، کمبود منابع و عدم تعهد مدیریت ازجمله موانع اصلی در راه گسترش EMS در صنعت مورد مطالعه معرفی شدند. نتیجهگیری: مشخص شد که استقرار نظام EMS از طریق کاهش مصرف منابع، بازیافت مواد و بهبود مدیریت انرژی به بهبود فرآیندهای داخلی و کاهش تولید پسماندهای صنعتی منجر شده است. لذا، به اجرایEMS در سایر واحدهای صنعتی مشابه توصیه میشود.
بهاره نوروزی؛ پریا روحی؛ سبا انصاری
چکیده
زمینه و هدف: کاربرد گسترده آفتکشهای شیمیایی در کنار افزایش عملکرد کشاورزی به آلودگی پایدار منابع آب و خاک، کاهش تنوع زیستی و تهدید سلامت انسان منجر شده است. ریزجلبکها و سیانوباکتریها موجوداتی با عملکرد دوگانه (تولید آفتکش زیستی و تجزیه آلایندهها) هستند؛ با اینحال، شکاف دانشی در تحلیل یکپارچه این دو نقش و مقایسه اثربخشی ...
بیشتر
زمینه و هدف: کاربرد گسترده آفتکشهای شیمیایی در کنار افزایش عملکرد کشاورزی به آلودگی پایدار منابع آب و خاک، کاهش تنوع زیستی و تهدید سلامت انسان منجر شده است. ریزجلبکها و سیانوباکتریها موجوداتی با عملکرد دوگانه (تولید آفتکش زیستی و تجزیه آلایندهها) هستند؛ با اینحال، شکاف دانشی در تحلیل یکپارچه این دو نقش و مقایسه اثربخشی آنها وجود دارد. هدف این مرور، تحلیل شواهد موجود برای پاسخ به این پرسش است که کدام سویهها و متابولیتها بیشترین پتانسیل را در جایگزینی و یا کاهش آفتکشهای شیمیایی پرخطر دارند و خلأهای پژوهشی این مسیر در کجا قرار دارد.مواد و روشها: این مطالعه از نوع مرور روایی و یکپارچه است. جستوجوی مقالات در پایگاههایPubMed ، Scopus، Web of Science و Google Scholar برای بازهی زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ با کلیدواژههای «ریزجلبک»، «سیانوباکتری»، «تجزیه زیستی»، «پالایش زیستی» و «آفتکش زیستی» انجام شد. مقالات دارای دادههای کمی از اثربخشی آفتکشی یا نرخ تجزیه آنزیمی و با ذکر دقیق سویه جلبکی وارد مطالعه شدند. از میان حدود ۱۰۰ مقاله بازیابیشده، ۵۸ مقاله معیارهای ورود را احراز کردند و شواهد بر اساس کلاس آفتکش، مکانیسم اثر و سویه جلبکی سازماندهی و تحلیل شدند.یافتهها: تحلیل شواهد نشان داد گونههای Spirulina platensis و Sargassum wightii بهترتیب بیشترین فعالیت حشرهکشی و ضدباکتریایی را در شرایط آزمایشگاهی نشان دادهاند، درحالیکه سویههای Nostoc muscorum و Coleofasciculus chthonoplastes در تجزیه آفتکشهای ارگانوفسفره (کلرپیریفوس و مالاتیون) کارآمدتر عمل کردهاند. با اینحال، میانگین نرخ تجزیه در شرایط مزرعهای تا ۴۵ درصد پایینتر از نتایج آزمایشگاهی گزارش شده است. مکانیسم غالب در متابولیتهای ضدآفت، مهار فتوسنتز (توسط سیانوباکتری) و در تجزیهی آنزیمی، هیدرولیز توسط فسفوتریاسترازها شناسایی شد. مهمترین خلأ پژوهشی مشاهده شده، فقدان مطالعات نیمهصنعتی روی فرمولاسیونهای ترکیبی و عدم ارزیابی سمیت مزمن بر موجودات غیرهدف است. مقایسه کلان شواهد نشان میدهد اولویت پژوهشی فعلی بر «تجزیه» متمرکز است، در حالیکه «تولید بیوآفتکش» هنوز در مراحل ابتدایی توسعه قرار دارد.نتیجهگیری: این مرور نشان داد که ریزجلبکها و سیانوباکتریها ظرفیت دوگانه اثباتشدهای در تولید آفتکشهای زیستی و پالایش آفتکشهای شیمیایی دارند، اما گذار از موفقیتهای آزمایشگاهی به کاربرد میدانی نیازمند پژوهشهای هدفمند در بهینهسازی فرمولاسیون، افزایش پایداری متابولیتها در شرایط محیطی واقعی و ارزیابی ایمنی بلندمدت است.
محمد سهرابی؛ مجید غلامی آهنگران؛ نجمه واحد دهکردی
چکیده
زمینه و هدف: استافیلوکوکوس اورئوس، بهعنوان یکی از چالشبرانگیزترین پاتوژنهای منتقله از غذا، توانایی بالایی در کسب ژنهای مقاومت آنتیبیوتیکی دارد. پژوهش حاضر با هدف واکاوی میزان تطابق الگوی مقاومت فنوتیپی و ژنوتیپی و همچنین تعیین تنوع سیستم تنظیمی agr در جدایههای بهدست آمده از گوشت مرغ و سالادهای الویه و سزار در هرمزگان ...
بیشتر
زمینه و هدف: استافیلوکوکوس اورئوس، بهعنوان یکی از چالشبرانگیزترین پاتوژنهای منتقله از غذا، توانایی بالایی در کسب ژنهای مقاومت آنتیبیوتیکی دارد. پژوهش حاضر با هدف واکاوی میزان تطابق الگوی مقاومت فنوتیپی و ژنوتیپی و همچنین تعیین تنوع سیستم تنظیمی agr در جدایههای بهدست آمده از گوشت مرغ و سالادهای الویه و سزار در هرمزگان به مرحلهی اجرا درآمد.مواد و روشها: در این پژوهش مقطعی، ۱۳۰ نمونه شامل گوشت مرغ (75=N) سالاد الویه (30=N) و سالاد سزار (25=N) بررسی شد. پس از جداسازی باکتریولوژیک و تایید گونه، حساسیت فنوتیپی ۴۸ جدایه نسبت به ۱۱ آنتیبیوتیک سنجیده شد. سپس حضور ۱۱ ژن مقاومت (شامل ermA/C، msrA/B، tetK/M، aacA-D، vatA/B/C و linA) و تنوع تیپهای agr به روش PCR مورد ارزیابی قرار گرفت.یافتهها: از مجموع نمونهها، ۴۸ مورد (36/92%) آلوده به استافیلوکوکوس اورئوس بودند که بیشترین میزان آلودگی در سالاد الویه (56/66%) مشاهده شد. در بررسی فنوتیپی، بیشترین مقاومت نسبت به آزیترومایسین و کلیندامایسین ثبت گردید. نتایج مولکولی نشان داد که ژنermC با فراوانی بالا (تقریباً در تمامی سویهها) غالبترین ژن مقاومت است. همچنین، در تایپینگ سیستم تنظیمی، تیپ agr IV با 35/4% (۱۷ مورد) بیشترین فراوانی را داشت و پس از آن تیپهایagr II (%27) وagr I (20/8%) قرار گرفتند.نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشاندهندهی بار میکروبی و شیوع بالای سویههای MDR با غلبه ژنتیکی تیپagr IV در غذاهای آماده مصرف است. یافتهها ضرورت نظارت دقیقتر بر بهداشت پرسنل و زنجیره فرآوری سالادهای آماده مصرف را بهمنظور کاهش ریسک انتقال باکتریهای مقاوم به مصرفکنندگان برجسته میسازد.
طلیعه عبدالخانی نژاد؛ غفور نوریان؛ خسرو دهقان؛ محمدرضا قیصری
چکیده
زمینه و هدف: پالایشگاههای گازی بهعنوان یکی از بزرگترین مراکز صنعتی در تولید انرژی و فرآوردههای شیمیایی، همواره با چالشهای جدی در زمینه مدیریت پسابهای تولیدی خود مواجه هستند. این پسابها که حاوی ترکیبات شیمیایی، هیدروکربنی، روغنی و گاهی فلزات سنگین هستند، میتوانند تهدیدات قابل توجهی برای محیط زیست و منابع آبی به وجود آورند. ...
بیشتر
زمینه و هدف: پالایشگاههای گازی بهعنوان یکی از بزرگترین مراکز صنعتی در تولید انرژی و فرآوردههای شیمیایی، همواره با چالشهای جدی در زمینه مدیریت پسابهای تولیدی خود مواجه هستند. این پسابها که حاوی ترکیبات شیمیایی، هیدروکربنی، روغنی و گاهی فلزات سنگین هستند، میتوانند تهدیدات قابل توجهی برای محیط زیست و منابع آبی به وجود آورند. هدف از این تحقیق، تحلیل عملکرد پکیجهای تصفیه پساب و شناسایی مشکلات موجود در فرآیندهای تصفیه، بهویژه نوسانات کیفیت ورودیها، مشکلات فنی در تجهیزات و نبود پایش آنلاین دقیق است. مواد و روشها: در این مطالعه، دادههای عملکرد واحدهای تصفیه پساب پالایشگاههای گازی پارس جنوبی از گزارشهای داخلی جمعآوری و پارامترهایی مانندCOD ، روغن محلول و H₂S برای ارزیابی کارایی سیستم بررسی شد. پسابهای روغنی ابتدا در واحد API و سپس در IGF با کمک مواد شیمیایی مانند Demulsifier تصفیه شدند. پسابهای اسیدی نیز در مخازن خنثیسازی با تنظیم pH اصلاح و وارد مراحل بعدی تصفیه شدند. یافته ها: نتایج نشان میدهد که با وجود پیشرفتهای قابل توجه در عملکرد پکیجهای تصفیه، همچنان مشکلاتی مانند نوسانات ورودی و مشکلات فنی در سیستمهای API و IGF وجود دارد که بهبود آنها میتواند به کاهش آلودگیها و ارتقاء کیفیت آبهای تصفیهشده کمک کند. این مطالعه بهطور مؤثر بر ارتقاء عملکرد سیستمهای تصفیه و انطباق با استانداردهای زیستمحیطی تأکید دارد.نتیجه گیری: کارایی سیستم تصفیه تحتتأثیر نوسانات ورودی و مشکلات فنی قرار دارد و ارتقای تجهیزات و پایش آنلاین میتواند عملکرد تصفیه را بهطور قابلتوجهی بهبود دهد.