سمیه رحیمی مقدم؛ فاطمه مهرافشان؛ محمد نورمحمدی؛ ساناز رحیم آبادی
چکیده
زمینه و هدف: مواجهه با میدانهای الکترومغناطیسی (EMFs) بهدلیل اثرات بالقوه بر سلامت، مورد توجه قرار گرفته است. هدف این مطالعه بررسی تأثیر مواجهه با میدانهای مغناطیسی ایستا (SMFs) بر کیفیت خواب کارگران بود. مواد و روش ها: در این مطالعه، ۱۸۵ نفر شرکت کردند. میزان مواجهه با میدان مغناطیسی با استفاده از دستگاه اندازهگیری و کیفیت خواب ...
بیشتر
زمینه و هدف: مواجهه با میدانهای الکترومغناطیسی (EMFs) بهدلیل اثرات بالقوه بر سلامت، مورد توجه قرار گرفته است. هدف این مطالعه بررسی تأثیر مواجهه با میدانهای مغناطیسی ایستا (SMFs) بر کیفیت خواب کارگران بود. مواد و روش ها: در این مطالعه، ۱۸۵ نفر شرکت کردند. میزان مواجهه با میدان مغناطیسی با استفاده از دستگاه اندازهگیری و کیفیت خواب با پرسشنامه کیفیت خواب پیتسبورگ (PSQI) ارزیابی شد. یافتهها: میانگین میدان مغناطیسی ایستا 22/65 میلیتسلا اندازهگیری شد. 46/48 درصد از شرکتکنندگان کیفیت خواب نامطلوب و 53/52 درصد کیفیت خواب مطلوب گزارش دادند. با افزایش هر یک سال سن، احتمال داشتن کیفیت خواب ضعیف 0/32 واحد و با افزایش هر ۱ میلیتسلا مواجهه با میدان مغناطیسی، احتمال کیفیت خواب ضعیف 0/16 واحد افزایش مییابد. یافتهها نشان میدهند که حتی مواجهه با میدانهای مغناطیسی در محدوده مجاز نیز ممکن است به کیفیت خواب ضعیف منجر شود و با افزایش مواجهه با میدان مغناطیسی، احتمال تجربه کیفیت خواب ضعیف نیز افزایش مییابد. نتیجهگیری: گزارش خلاصه سیاستی حاضر به معرفی و پیشنهاد گزینه های سیاستی بهصورت اولویتهای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت جهت مدیریت مواجهه با میدانهای مغناطیسی در محیطهای کاری پرداخته است. در اولویتهای کوتاهمدت بر آموزش و آگاهسازی کارگران و مدیران و همچنین پایش مستمر سطح میدان مغناطیسی تأکید شده است. در سطح میانمدت، توسعه پژوهشهای علمی درباره اثرات سلامتمحور این میدانها و تقویت اقدامات پیشگیرانه نظیر مشاوره و خودمراقبتی توصیه میشود. در بلندمدت، بر لزوم همکاری نهادهای دولتی و غیردولتی برای تدوین دستورالعملهای ایمنی و بهبود شرایط کاری تأکید شده است.
علی جلالیان مقدم؛ محمد نورمحمدی؛ رمضان میرزایی؛ جمشید جمالی
چکیده
زمینه و هدف: ترکیبات آلی فرار (VOCs) مانند تولوئن بهدلیل پایداری، آبگریزی و اثرات زیانبار بر سلامت انسان و محیط زیست، از مهمترین آلایندههای هوا محسوب میشوند. این مطالعه با هدف ارزیابی امکانسنجی استفاده از روغن برش به عنوان فاز آلی در بیواسکرابرهای دو فازی برای افزایش حذف بیولوژیکی تولوئن انجام شد. مواد و روشها: در این مطالعه، ...
بیشتر
زمینه و هدف: ترکیبات آلی فرار (VOCs) مانند تولوئن بهدلیل پایداری، آبگریزی و اثرات زیانبار بر سلامت انسان و محیط زیست، از مهمترین آلایندههای هوا محسوب میشوند. این مطالعه با هدف ارزیابی امکانسنجی استفاده از روغن برش به عنوان فاز آلی در بیواسکرابرهای دو فازی برای افزایش حذف بیولوژیکی تولوئن انجام شد. مواد و روشها: در این مطالعه، با هدف بهبود حذف زیستی تولوئن، امکانسنجی استفاده از روغن برش بهعنوان فاز آلی در بیواسکرابرهای دو فازی بررسی شد. ابتدا زیستسازگاری روغن برش در غلظتهای 10، 20 و 30 درصد با استفاده از کشت لجن فعال در محیط حاوی روغن ارزیابی شد. سپس عملکرد جذب تولوئن در مجاورت فاز آلی و میزان انتقال آن به فاز مایع در شرایط مختلف آزمایشگاهی و دبیهای متفاوت سنجیده شد. همچنین، تراکم بیوآئروسلها در خروجی دستگاه با روش NIOSH 0800 اندازهگیری شد. یافتهها: نتایج نشان داد در غلظت 10 درصد، روغن برش تأثیر منفی بر رشد میکروارگانیسمها نداشته و باعث افزایش 5/7 برابری جذب تولوئن نسبت به آب خالص شده است. همچنین با افزایش غلظت فاز آلی به دلیلی افزایش ویسکوزیته فاز مایع، رشد میکروبی کاهش یافته و ضریب انتقال جرم نیز کمتر شد. کمترین میزان بیوآئروسل در خروجی نیز در غلظت 10 درصد مشاهده شد. نتیجهگیری: در نتیجه، افزودن روغن برش به عنوان یک فاز آلی در بیواسکرابرها، به ویژه در غلظتهای پایینتر، میتواند ظرفیت جذب تولوئن را افزایش دهد، زمان اقامت آن را در فاز مایع افزایش دهد و شرایط مطلوبتری را برای تجزیه بیولوژیکی فراهم کند. با توجه به هزینه کم، در دسترس بودن و خواص فیزیکی مطلوب، به نظر میرسد روغن برش یک جایگزین امیدوارکننده و کارآمد برای کاربرد در سیستمهای بیواسکرابر دو فازی برای حذف VOC باشد.